خرید بک لینک
یکی از آسیبهایی که مهارت کلامی پایین برایم به ارمغان آورد قبول خواسته های جمیع خلق الله بود.«نه گفتن» به درخواست های دیگران برای من معنایی نداشت. همیشه به همه جواب مثبت می دادم و این موافقت نه از سر رضایت بلکه به علت کم بودن دایره ی واژگان و جملات بود. در واقع نمیدانستم وقتی اطرافیان از من چیزی میخواهند که من آن را نمیخواهم و از درون دارم منفجر میشوم، این مخالفت را در لحظه چگونه و با چه کلام و لحنی به گفتار دربیاورم که هم مودب باشم و هم از حق خودم نگذرم و مخالفتم را ابراز کنم.این قضیه در سنین مختلف و در همه جای زندگی ام، آنقدر تکرار و تکرار شد تا بالاخره به ستوه آمدم . در واقع جهان و کائنات آنقدر تحت فشار قرارم داد تا بفهمم که باید تغییر کرده و این ویژگی را اصلاح کنم.یکی از همین واقعه های پرتکرار، پذیرفتن مهمان های سرزده و بدون برنامهریزی بود. از آنجا که چندسال بعد از ازدواج به شهری خوش آب و هوا مهاجرت کردیم دائم با تماس هایی مواجه می شدم با مضمون زیر:« سلام ما امشب داریم میایم خونتون تا آخر هفته هم می مونیم»«سلام ما فردا میایم خونتون »«سلام ما آخر هفته داریم میایم پیشتون»و چندین سال تحت هر شرایطی، قدمِ هر کسی را که چنین جملاتی میگفت به روی تخم چشمان پذیرفته و به علت راه دور چندین روز پذیرایی می کردم.یعنی فرقی نمی کرد که باردار بودم یا به علاوه ی دو بچه ی مدرسه ای، نوزاد هم داشتم، یا مشغول نوشتن پایان نامه یا بیمار بودم و یا هر شرایط دیگری ... در هر صورت دست رد به سینه ی کسی نمی زدم.بعد از چند سال، چشم باز کردم و دیدم در طول هر ماه تقریبا دو الی سه هفته اش در خانه ی ما مهمان است و دیگر من نزدیک به مرز جنون ام، اما همچنان ظاهر و کلامم زیبا و آرام و صد و هشتاد درجه متفاوت ا

برچسب: نویسنده: نرگس فراهانی تاريخ: سه شنبه 19 دی 1402 ساعت: 12:23

ارتباط انسانی یعنی ربط و پیوستگی داشتنِ یک نفر با یک یا چند آدم دیگر .

ارتباط را از راه های مختلفی میتوان برقرار کرد مثل ارتباط قلبی، ارتباط چشمی، ارتباط کلامی، لمسی، نوشتاری و یا راه های دیگر.

حالا سوال من این است که چه چیز باعث میشود که این احساس نیاز به برقراری ارتباط، ناگهان در کسی اوج میگیرد ؟؟!!

برچسب: نویسنده: نرگس فراهانی تاريخ: سه شنبه 19 دی 1402 ساعت: 12:23

چه عالیست که هنوز کودک درونم زنده ست و اجازه ندادم که بمیرد و از بین برود. خوشحالم و خدارا هزاران بار شکر میکنم که باورهای غلط نتوانستند آن نور درونم را به کلی خاموش کنند. وگرچه این نور زیبا گهگاه ضعیف و کم سو شده اما با اندک جرقه ای دوباره درخشان و همانند سابق پرشور و حرارت می گردد.کودک زیبای درون من، روح لطیفم!مرا ببخش که گاهی با انتخاب های نادرست، تو را از عشق راستین محروم کردم.تو لایق عشق، محبت، قدردانی و سپاسگزاری هستی!پاکی و صداقت و شور و نشاط و اشتیاقت را درک میکنم و خودم دوستدار و مشوق و مراقبت هستم. نگران نباش عزیزترینم.رهای من!خودم همه چیز را برایت درست میکنم و دست نوازش را از سرت بر نمی دارم...

برچسب: نویسنده: نرگس فراهانی تاريخ: سه شنبه 19 دی 1402 ساعت: 12:23

صفحه بندی